X
تبلیغات
خیانت+نامردی=عشق

خیانت+نامردی=عشق

خیانت+نامردی=عشق

یا مقلب القلوب و الابصار.....
 
فرا رسیدن سال نو بر همه ی ایرانیان تبریک عرض میکنم
 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 14:26  توسط محسن  | 

 

 

روز عشق به همه ی عاشقای دنیا تبریک میگم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 13:55  توسط محسن  | 

چرا کردی خیانت باز بر من

 من ان خرگوش دشت چشم جادوی تو بودم

چرا بهر شکارم  فرستادی باز(پرنده). بر من

 ای عشق

 مثل یک رود در سراشیبی بازی ات با  دل ها

بردی این خاک ها ی تمنا را

 در سر ان جا  که  دیدی  در یا  را

 دلتای این خیانت را به جا گذاشتی

 دهقان سیاستت  اوردی

  و گیه عشق  ابدی کاشتی

 خو دبه  دریای خود رسیدی

 خاک های همراهت در دیروز را ندیدی

 ای عشق دلم اواره بود

 تو تار عنکبوت خود را به  دیوارش بستی

 شقایق را به کنجش راه مدادی

 اسیرش کردی با تار پستی

 ای عشق

 در ریاضی چشمان تو  اعداد و هندسه و حساب

 همه جمع و تفریقشان می شد  از خیانت

  من نه علمی و نه جز شعر خوانده بودم کتاب

 ای عشق

  خوب یادت هست ان شب بارانی در هفته ی پرواز را

 من ابر بودم تو پرنده

 تو به هر سو بهر این باران حهنده

 از تو خواستم با  بمان من نمی بارم دگر

 می شود در شب ها رو ی تو پوشاندن کارم دگر

 پس از باران تو رفتی پی رنگین کمان خود

 مرا تنها گذاشتی

 نه تو را داشتم نه ان یا ران خود(همه ی ابر ها باریده بودند پس  نه ابر داشت نه  اون پرنده  را)

 

خيانت

 گل آفتابگردون سرش رو بالا گرفت تا خورشيد رو ببينه ولي يهو غروب شد و مهتاب اومد تو آسمون و چشمکي به آفتابگردون زد ولي آفتابگردون سرش رو پائين انداخت آره گلها هيچوقت خيانت نمي‌کنند
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 17:36  توسط محسن  | 

 

 

به خاطرشروع شدن امتحانات در حال حاضر وبلاگ دردسترس نمی باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 12:42  توسط محسن  | 

 

 

کویر سینه را از اشک ، دریا می کنم هر شب

چه طوفان ها که در این دریا که بر پا می کنم هر شب

 

می دانی تو

 

شعله زد عشق تو در جانم می دانی تو

جان من سخت پریشانم و می دانی تو

بی تو صد بار در این غربت دلباختگی

بغض فشرد گریبانم می دانی تو

گفتم از کوی تو یکباره سفر خواهم کرد

من که از چشم تو می خوانم می دانی تو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 12:44  توسط محسن  | 

 

 

من می خواستمت اما قلب تو جدا بود  

                                                          با تو حرفی ندارم شکایتم با خدا بود 

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم و شكست خوردم

www.sarseda.blogfa.com

از یک عاشقِ شکست خورده پرسیدم:

بزرگ ترین اشتباه؟

گفت: عاشق شدن...

گفتم: بزرگ ترین شکست؟

گفت: شکستِ عشق...

گفتم: بزرگ ترین درد؟

گفت: از چشمِ معشوق افتادن...

گفتم: بزرگ ترین غصه؟

گفت: یک روز چشم های معشوق رو ندیدن...

گفتم: بزرگ ترین ماتم؟

گفت: در عزای معشوق نشستن...

گفتم: قشنگ ترین عشق؟

گفت: شیرین و فرهاد...

گفتم: زیباترین لحظه؟

گفت: در کنارِ معشوق بودن...

گفتم: بزرگ ترین رویا؟

گفت: به معشوق رسیدن...

پرسیدم: بزرگ ترین آرزوت؟

اشک توی چشماش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت:

مرگ....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 20:33  توسط محسن  | 

 

 

اندر دل بی  وفا غم و ماتم  باد        آن را  که وفا  نیست ز عالم کم  باد

دیدی که  مرا هیچ  کسی یاد  نکرد      جز غم که  هزار آفرین  بر غم باد

broking heart del shekasteh, qalbe shekasta

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ّ خیانت میتواند به

دروغ دوست داشتن باشد......

خیانت تنها این نیست که دستت در کف دست دیگری باشد.... خیانت

میتواند جاری کردنی اشک بر دیدگانی عاشقی باشد.... خیانت میتواند 

 ماسک  بر صورت نامردی حیله گری چون

روبا باشد...............

با حیله گری ، که نام او نامرد است


وز مهر ومحبت وفا دلسرد است


پیوند ازل بستن و دادن دل خویش


هر لحظه بیندیش سراسر درد است

ashke o khon delam

منتظر مطالب بعدی باشید.......

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 13:4  توسط محسن  |